درد بسیار، مداوا گریه... :: کیمیا

CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

لوگوها
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
امکانات
مجوز کرییتیو کامنز
محتوای کیمیا توسط ناصر دوستعلی تحت مجوز Creative Commons ارجاع-غیرتجاری-انتشار یکسان 4.0 بین‌المللی قرار دارد.


درد بسیار، مداوا گریه...

پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۱، ۰۱:۴۶ ب.ظ

برای حضرت زین العابدین امام سجاد علیه‌السلام

 

درد بسیار، مداوا گریه

 ارث جامانده زهرا گریه

 روزها ناله و شب ها گریه

 آب می خورد، ولی با گریه

 گریه بر آب وضویش می ریخت

 خون دل بر سر و رویش می ریخت

 

 گریه بر شاه شهیدان خوب است

 گریه بر کشته ی عریان خوب است

 گریه بر دامن طفلان خوب است

 گریه بر آن لب و دندان خوب است

 خواسته هر سحرش گریه کند

 در فراق پدرش گریه کند

 

 گریه بر ناله آن مادرها

 گریه بر گریه آن دخترها

 گریه بر غارت انگشترها

 گریه بر وا شدن معجرها

 رنگ مهتاب، زمینش می  زد

 دیدن آب، زمینش می زد

 

 گریه بر ناقه نشسته سخت است

 گریه با پیکر خسته سخت است

 گریه با بال شکسته سخت است

 گریه با گردن بسته سخت است

 گریه خوب است که هر شب باشد

 گریه بر چادر زینب باشد

 

 آن که را هست پیاده نکشید

 تشنه را بر لب باده نکشید

 طفل را این همه ساده نکشید

 ذبح را آب نداده نکشید

هیچ کس آب به گودال نبرد

 پدرم ذبح شد و آب نخورد

 

 آمد و دید تنی افتاده

 کشته بی کفنی افتاده

 شه بی پیرهنی افتاده

 پاره پاره بدنی افتاده

 همه پروانه و شمعش کردند

 بوریا آمد و جمعش کردند

 

 آمد و دید کنارش پر نیست

 بدن افتاده ولیکن، سر نیست

 چند انگشت، و انگشتر نیست

 این حسین است ولی دیگر نیست

 بس که با نیزه قلیلش کردند

 ذبح کردند قتیلش کردند

 

علی‌اکبر لطیفیان

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه