CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

قالب فارسی
بنر 7

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

منوها بازشونده هستند، کلیک کنید!
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۸، ۱۳:۱۵ - ارام
ترجمه‌ی کیمیا به دیگر زبان‌ها
لوگوها
امکانات
مجوز کرییتیو کامنز
محتوای کیمیا توسط ناصر دوستعلی تحت مجوز Creative Commons ارجاع-غیرتجاری-انتشار یکسان 4.0 بین‌المللی قرار دارد.

دلبر کمند خویش فکند و مرا گرفت؛ امام حسین (ع)؛ محمد سهرابی دلبر کمند خویش فکند و مرا گرفت؛ امام حسین (ع)؛ محمد سهرابی

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۳۶ ق.ظ

 محمد سهرابی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

دلبر کمند خویش فکند و مرا گرفت

زلفش رسید باز مرا دست و پا گرفت

 

بر زلف او نوشته که یا ایها العزیز

یعنی مرا برای رضای خدا گرفت

 

شادم که طایرم سر دوشش نشسته است

با زلف خویش، بخت مرا جا به جا گرفت

 

عالم تمام سوخت که یارم کفن نداشت

اصلاً تمام شعله از این بوریا گرفت

 

وقتی زدی به آب، دقیقاً چگونه بود؟

چشمم تو را به یاد ندارم کجا گرفت

 

فرمود در فراق جمالم زبان بگیر

اما جلال دوست زبان مرا گرفت

 

هر تار زلف دوست به یک جاست متصل

قلبم جدا گرفت و زبانم جدا گرفت

 

عید است ای حسین، مرا ذبح می‌کنی؟

گویا حبیب، هدیه به مسلم حنا گرفت

 

در حیرتم، چگونه خجالت نمی‌کشد

هر کس برای خود کفن از کربلا گرفت

 

من بعد از این به درد خودم گریه می‌کنم

آقا به خرج خویش برایم دوا گرفت

 

پرسیده‌ام ز معنی، او هم خبر نداشت

اصلاً رفاقت من و تو از کجا گرفت

 

محمد سهرابی (معنی)

 

 

* منبع: سایت کرب و بلا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
مهم! با توجه به اینکه امکان پاسخ به نظرات خصوصی وجود ندارد لذا در صورت تمایل برای دریافت پاسخ، نظر خود را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید. با تشکر!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی








هدایت به بالای صفحه