اخلاق معاشرت (۱۴)(به بهانه‌ی ماه مبارک رمضان) :: کیمیا

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. امیدوارم روز به روز بیشتر شود به همراه برکت.
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از منوی بالای صفحه استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

حمایت می‌کنیم
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
نیت کنید و هم بزنید
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
  • ۱۱ آبان ۹۹، ۲۲:۴۷ - محمد مسلم نژاد
    موافقم
کپی‌رایت

اخلاق معاشرت (۱۴)(به بهانه‌ی ماه مبارک رمضان) اخلاق معاشرت (۱۴)(به بهانه‌ی ماه مبارک رمضان)

چهارشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۸۴، ۰۹:۵۶ ق.ظ

سوغات و عیادت

چه خوب است که دیدارها، همراه با تحفه و هدیه‌‏اى باشد، تا لذت‏‌بخش‏‌تر و مودت‌‏آمیزتر گردد. اصل هدیه، جلب محبت و مودت مى‏‌کند، اگر در دیدارهاى پس از مسافرت و زیارت باشد، چه بهتر و بیشتر!

از مولایمان على (ع) است: «الهدیة تجلب المحبة»؛(۱) هدیه، دوستى مى‏‌آورد.

این کار، هم بازگشت از سفرها را شیرین مى‌‏سازد، هم در یادها زنده نگه مى‌‏دارد و خاطره‌‏انگیز مى‏‌شود. چه بسیار کسانى که خاطره‌ی ‏شیرین یک سفر را تنها از رهگذر هدیه و سوغاتش در یاد خود نگه‏ داشته‏‌اند. عیدى‌گرفتن‌هاى دوران کودکى و جوایزى که دانش‏‌آموزان ‏دریافت مى‏‌کنند، اغلب جزء شیرین‏‌ترین و فراموش‏‌نشدنى‏‌ترین‏ خاطرات زندگى آن‌هاست.

وقتى افراد یک خانواده، چشم به راه بازگشت مسافرشان از «حج»، «مشهد»، شهرهاى داخلى یا سفرهاى خارجى باشند، هنگام آمدنش کلمه‌ی «سوغات‏»، شیرین‏‌ترین وردى است که بر زبان‌هایشان جارى‏ مى‏‌شود و بر خاطرشان مى‌‏گذرد. از این طریق، خانواده نیز خوشحال‏ مى‏‌شوند.

سوغات آوردن (اگر در حد و حدود مناسب و در شان انسان ‏باشد) سنتى اسلامى است و نشانه‌ی آن است که «مسافر»، در سفر هم به یاد آن‌ها بوده است. مهم، اصل هدیه و سوغات است، قیمت آن چندان مهم نیست. یعنى ارزش معنوى و عاطفى هدیه جاى توجه است، نه ارزش مادى و ریالى آن. گاهى یک شیشه عطر، یک تسبیح و سجاده، یک کتاب و مجله، یک دست کفش و لباس، یک کیف و جوراب، یک شیرینى و میوه‌ی ‏محلى از محل سفر و... حلاوتى فراموش‌‏نشدنى پدید مى‌‏آورد.

هدیه، هر چه باشد. لازم نیست ‏سفر، حتما طولانى یا به جاهاى دور باشد، تا «هدیه‏» بطلبد! و ضرورت هم ندارد که سوغات، گران‌بها و داراى ارزش مادى بالا باشد! گفتیم که خود سوغات و هدیه‌ی سفر، ارزشى معنوى و اخلاقى ‏دارد، هر چند قیمتش نازل و مقدارش ‏اندک ‏باشد.

بشنویم از اسوه‌ی اخلاق، حضرت رسول (ص) که فرمود: «اذا خرج احدکم الى سفر ثم قدم على اهله فلیهدهم و لیطرفهم و لو بحجارة»؛(۲) هرگاه یکى از شما به سفر رفت، هنگامى که به سوى خانه و خانواده‏اش بر مى‌‏گردد، حتما برایشان هدیه و سوغات آورد، حتى اگر شده، سنگى باشد!...

روشن است که هدف آن حضرت، آوردن سنگ نیست، بلکه ‏مى‌‏خواهد بفرماید هدیه، هر چند ارزان و ناچیز هم باشد، «موضوعیت» دارد و خوب است که مرد خانه و بزرگ خانواده، دست‏‌خالى و بى‏‌سوغات به خانواده‌‏اش برنگردد. البته اگر سفر، سفرى معنوى باشد (مانند حج، عمره، سوریه، مشهد و...) از مسافر آگاه و مکتبى انتظار مى‏‌رود که رهاوردهاى معنوى‏ از این سفر براى خانواده و دوستان بیاورد و دریافت‌ها، معرفت‌ها، آموختنی‌هاى سفر را به عنوان یک «ارمغان‏» براى دیدارکنندگانش بازگو کند و آنان را در فضاى معنوى و روحانى مسافرت خویش قرار دهد. متاسفانه این گونه تحفه‌‏ها بسیار اندک است و زائران ما، کیف و چمدان خویش را از هر چیز پر مى‏‌کنند، جز خاطرات معنوى و رهاوردهاى روحى و تربیتى؛ مگر کسانى انگشت‏‌شمار، که خداوند بر شمارشان بیفزاید.

 

عیادت بیمار

از نمونه‏‌هاى بارز اخلاق معاشرت، رفتن به عیادت بیماران است. چه در شهرى که هستیم، چه با سفر به شهرى دیگر، چه بیمارانى که از خویشاوندان و فامیل‏‌اند، چه آنان که دوست و آشنایند، و چه حتى‏ عیادت بیماران غریب و بى‏دوست و آشنا!

به قول سعدى: «قدر عافیت کسى داند که به مصیبتى گرفتار آید.»(۳)

تندرستى از نعمت‌هاى ناشناخته‌ی الهى است. آن‌که بیمار مى‏‌شود، چشم به راه دیدار و سرکشى و احوال‌پرسى دوستان و بستگان است و از تفقد آنان خرسند مى‌‏شود.

از بهترین کارها که پاداش بسیار نیز دارد و موجب رضاى خالق و مخلوق است، «عیادت بیمار» است. این عمل در اسلام، آداب خاصى دارد. نیکو است که انسان به ‏عنوان سرکشى و احوال‌پرسى از مریض، به سراغ او برود، کم بنشیند (مگر آن‌که خود بیمار،  طالب و مشتاق باشد بیشتر بنشینید) دست و نبض بیمار را بگیرد، دست ‏بر پیشانى‌‏اش بگذارد، به مریض دعا کند، از او دعا بخواهد، ولى به گونه‌‏اى باشد که اسباب زحمت‏ بیمار و خانواده‏‌اش را فراهم نسازد.(۴) حتى چیزى با خود بردن هنگام رفتن به عیادت بیمار (همان گونه که رایج و مرسوم است) بسیار پسندیده است.

یکى از غلامان امام صادق (ع) مى‏‌گوید: یکى از آشنایان بیمار شد. جمعى از دوستان به ملاقات او مى‌‏رفتیم که در راه، به امام صادق (ع) برخوردیم. امام پرسید: کجا؟ گفتیم: به عیادت فلانى مى‏‌رویم. فرمود: بایستید. ما نیز ایستادیم. پرسید: آیا میوه‌‏اى، سیبى، گلابى، عطر و... چیزى همراه دارید؟ گفتیم: نه ، هیچ یک از اینها را نداریم. فرمود: آیا نمى‏‌دانید هر چه که نزد بیمار برده شود، با همان خوشحال مى‌‏شود و مایه‌ی راحت و استراحت او است؟(۵)

این، حتى نشانه‌ی کاهش دردهاى جسمى در سایه‌ی خرسندی‌هاى ‏روحى است،  چیزى که در روان‌شناسى و درمان جدید، به عنوان یک ‏دستور درمانى مورد توجه است.

 

اخلاق پیامبرانه

رفت و آمد به خانه‌ی بیماران و عیادتشان و تفقد از حالشان، از اخلاق انبیایى است و سبب تحکیم رابطه‏‌ها و تقویت دوستی‌ها و الفت ‏خانواده‏‌هاست. پیامبر اسلام (ص) نیز به عیادت بیماران مى‌‏رفت. حتى یک بار از یک یهودى نیز عیادت فرمود که همسایه‌ی او بود.(۶)

آن‌چه به عیادت، ارزش مى‏‌بخشد، خدایى بودن آن و اخلاص در عیادت است، حتى خارج از مرز دوستى و رفاقت و آشنایى و شغل و موقعیت طرف به عیادت رفتن مهم است. این در آنجا جلوه مى‌‏کند که‏ مریض، گمنام و بى‏‌کس و ناشناخته و غریب باشد که بیش از دیگران ‏چشم به راه دیدارکنندگان است. تعبیر «فى الله» که در روایات عیادت ‏بیماران به چشم مى‌‏خورد، به همین نکته‌ی حساس اشاره مى‌‏کند.

چگونه مى‏‌توان به این گوهر دست‏ یافت و از کجا مى‏‌توان «نیت خدایى‏» را در عیادت‌ها تشخیص داد؟

عیادت بى‌‏ریا

وقتى به عیادت بیمارى مى‌‏روید، روى چه انگیزه‌‏اى است؟ آیا از ترس گلایه‏‌هاى بعدى او و خانواده‌ی او است؟ یا این‌که چون همسایه و آشناست و فردا چشم در چشم هم خواهید انداخت؟ یا چون رئیس و مسؤول است؟ یا براى خدا؟

البته دل‌جویى از یک بیمار و خانواده‌‏اش یا رعایت‏ حق همسایگى ‏و حق رئیس، جاى خود دارد، ولى آیا شده که جعبه‌ی شیرینى یا پاکت‏ میوه‌‏اى بگیرید و به عیادت بیمارانى در بیمارستان‌ها بروید که کسى را ندارند و شما را هم نمى‏‌شناسند؟ در ایام جنگ، بعضی‌ها به دیدار و عیادت رزمندگان مجروح مى‏‌رفتند که در شهرستان‌هایى دور از بستگان‏ خود تحت درمان بودند، بى‏‌آنکه سابقه‌ی آشنایى با مجروحان جنگى‏ داشته باشند، تنها به خاطر خدا و انجام وظیفه‌ی دینى و انسانى.

این کار، بس عظیم است و الهى! و مایه‌ی آسانى حساب خداوند در قیامت مى‏‌گردد. در حدیث قدسى آمده است: «من عاد مؤمنا فى فقد عادنى»؛(۷) هر کس در راه من (به خاطر خدا) مؤمنى را عیادت کند، مرا عیادت کرده است.

در حدیث است که روز قیامت، پروردگار به بنى‌‏آدم خطاب ‏مى‏‌کند: مریض شدم چرا به عیادتم نیامدى؟ مى‏‌گوید: خدایا! تو پروردگار جهانیانى، چگونه به عیادت تو مى‏‌آمدم؟ پاسخ مى‏‌شنود: فلان بنده‌‏ام بیمار شد و از او عیادت نکردى! مگر نمى‏‌دانستى که اگر به ‏عیادتش مى‌‏رفتى،  مرا نزد او مى‏‌یافتى؟(۸)

به علاوه، عیادت بیمار، انسان را به یاد قیامت مى‏‌اندازد و او را متوجه نعمت تن‌درستى مى‏‌سازد و زمینه‏‌ساز شکر به خاطر سلامتى ‏مى‏‌گردد. از رسول خدا (ص) روایت است که: به عیادت بیمار و تشییع ‏جنازه بروید، که شما را به یاد آخرت مى‏‌اندازد.(۹)

 

عیادت و سوغات بى‌‏توقع

دانستیم که اگر به عیادت بیمار، یا هدیه و سوغات، جنبه‌ی الهى ‏بدهیم و آن را به حساب خدا بگذاریم، هم پاداش بیشترى مى‏‌بریم، هم‏ به ترویج این گونه سنت‌هاى اسلامى در اخلاق معاشرت، کمک کرده‏‌ایم. با این حساب، نباید در دادن هدیه و بردن سوغات یا رفتن به ‏عیادت بیمار، حساب عوض و جایگزین آن را کرد. گلایه از این‌که چرا ما که به عیادتش رفتیم، او به عیادت ما نیامد، کم‌ظرفیتى است، یا اگر کسى هنگام بیمارى‏تان از شما عیادت نکرد، شما «مقابله به مثل‏» نکنید و کریم و بزرگوار باشید.

رسول اکرم (ص) فرموده است: «عد من لا یعودک و اهد من لا یهدى لک‏»؛(۱۰) به عیادت کسى برو که از تو عیادت نکرده است و براى کسى هدیه ‏ببر که براى تو هدیه و سوغات نیاورده است.

و... اخلاص و وسعت نظر و بزرگ‏‌منشى، از همین جاها شناخته ‏مى‏‌شود!...

 

پى‌‏نوشت‌ها:

۱) غررالحکم، چاپ دانشگاه، ج‏۷، ص‏۴۲۱.  

۲) مکارم ‏الاخلاق، طبرسى، ص‏۲۶۶، بحارالانوار، ج‏۷۹، ص‏۲۸۳.  

۳) گلستان سعدى، باب هشتم.  

۴) روایات بیمارى و عیادت و ... را در «مکارم‏ الاخلاق‏»، باب ۱۱ مطالعه فرمایید.  

۵) مکارم ‏الاخلاق، ص‏۳۶۱.  

۶) همان، ص‏۳۵۹.  

۷) همان، ص‏۳۶۰. 

۸) میزان‏ الحکمة، ج‏۹، ص‏۱۲۸.  

۹) همان، ص‏۱۳۰.  

۱۰) کنزالعمال، متقى‏ هندى، حدیث‏ شماره ۲۵۱۵۰.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه