CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

قالب فارسی
بنر 7

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

منوها بازشونده هستند، کلیک کنید!
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۸، ۱۳:۱۵ - ارام
ترجمه‌ی کیمیا به دیگر زبان‌ها
لوگوها
امکانات
filesell

شهید محمدجواد آخوندی (شهید دفاع مقدس) شهید محمدجواد آخوندی (شهید دفاع مقدس)

پنجشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ب.ظ

مردم روستای اناران از توابع شهرستان بیرجند در دومین روز اردیبهشت‌‏ماه ۱۳۳۸ شمسی در کنار یکدیگر جمع شدند تا تولد محمدجواد را جشن بگیرند: شهید محمدجواد آخوندی.

او دوران کودکی را در میان مردم مهربان روستای زادگاهش گذراند و در سن هفت سالگی راه طولانی روستای حسین‌‏آباد [در ۱۲ کیلومتری اناران] را جهت تحصیل در پیش گرفت، مدتی بعد جهت ادامه‌ی تحصیل به شهرستان بیرجند رفت و ضمن مطالعات درسی به کار بنایی مشغول شد تا خرج معاش خود را تأمین نماید.

محمدجواد در سال آخر دبیرستان در صف سربازان روح‌‏الله(ره) قرار گرفت و اولین راهپیمایی بیرجند را رهبری نمود.

زمانی که محمدجواد مشغول انجام خدمت نظام وظیفه بود، پیام تاریخی حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان‏‌ها را به گوش جان شنید و به همراه هم‌‏خدمتی‏اش، رجبعلی آهنی مقداری پول تهیه کرد تا با سربازان دیگر از پادگان فرار نمایند. محمدجواد به همین علت تحت تعقیب ساواک قرار گرفت و در جنوب شهر مخفی شد.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، محمدجواد در کمیته‌ی انقلاب اسلامی به حراست از دستاوردهای این نهضت خونین پرداخت و مدتی بعد نیز به عضویت نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و بعد از طی دوره‌های آموزشی، به حفاظت از مرزهای شرقی میهن اسلامی روی آورد. سپس در شهر قائن به دنبال راه‌‏اندازی بسیج به مبارزه با نیروهای ضدانقلاب مشغول گشت.

با آغاز تجاوز ناجوانمردانه‌ی دشمن بعثی به مرزهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، محمدجواد به بیرجند بازگشت و مسائل نظامی را به نیروهای مردمی آموخت و خود عازم کردستان شد. شهید بزرگوار، مدتی نیز از بیت امام(ره) محافظت نمود.

در زمان کوتاهی مسئولیت زندان انقلاب را هم بر عهده گرفت. او با تشکیل جلسات مذهبی در زندان نقشی سازنده از خود به یادگار گذاشت.

محمدجواد در طول سال‏‌های دفاع مقدس، در عملیات‌های بسیاری شرکت نمود و حماسه‌های بی‌نظیری آفرید تا این‏که عملیات خیبر وعده‌گاه وصل شد و آخوندی در سمت فرمانده‌ی گردان یدالله از تیپ امام موسی کاظم(ع)، علم‏دار سپاه حضرت امام خمینی(ره) شد و سرانجام در تاریخ شانزدهم اسفندماه سال ۱۳۶۲ هجری شمسی به آب دجله وضو ساخت و بر اثر اصابت ترکش گلوله‌ی تانک، به کاروان امام عشق(ع) پیوست و در سن بیست و چهار سالگی عاشورائی گشت.

پیکر پاک شهید محمدجواد آخوندی پس از دوازده سال دوری، به خاک میهن اسلامی بازگشت و در گلزار شهدای شهرستان بیرجند آرام گرفت.(راسخون)

 شهید محمدجواد آخوندی

خاطره‌ای از شهید:

آخوندی در تمام عملیات‌ها با اطمینان به پرودگار متعال وارد خط می‌شد و اصلاً هراسی از امکانات نظامی دشمن نداشت.

در منطقه‌ی عملیاتی مهران گردان ما در وضعیت بدی قرار گرفت، تعداد بسیاری از افرادمان به شهادت رسیدند، محمدجواد بی‌سیم را به فانسقه‌اش بست و در حالی‌که با بی‌سیم صحبت می‌کرد، آرپی‌جی را برداشت و به طرف تانک‌های عراقی شلیک نمود. گلوله‌های پی‌درپی تانک‌ها را منهدم می‌ساختند.

از صدای انفجارهای مداوم گوش‌های محمدجواد شروع به خون‌ریزی کرد. اما او استوار و محکم در مقابل حملات ایستاد. نیروها یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. منطقه آرام شد، به اطرافم نگاه کردم تانک‌های سوخته‌ی دشمن، شلیک آنان را در ذهنم تداعی نمود. بار دیگر با یاری خداوند متعال و استقامت آخوندی پیروز شدیم.

محمدجواد در یکی دیگر از عملیات‌ها چنان شجاعانه ایستاد که پس از اتمام عملیات بچه‌ها طاقت دیدن چهره‌اش را نداشتند، او با محاسنی سوخته و دست‌هایی تاول‌زده تفنگش را در دست گرفت و فریاد زد: الله اکبر، الله اکبر (خاکریز رشد)

 

شهادت: ۱۳۶۲/۱۲/۱۶؛ جزیره‌ی مجنون

مزار شهید: بیرجند

 

* منبع: نرم‌افزار روزنگار شهدا (کانون گفتگوی قرآنی)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
مهم! با توجه به اینکه امکان پاسخ به نظرات خصوصی وجود ندارد لذا در صورت تمایل برای دریافت پاسخ، نظر خود را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید. با تشکر!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی








هدایت به بالای صفحه

تصویر ثابت