CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

لوگوها
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
امکانات
مجوز کرییتیو کامنز
محتوای کیمیا توسط ناصر دوستعلی تحت مجوز Creative Commons ارجاع-غیرتجاری-انتشار یکسان 4.0 بین‌المللی قرار دارد.

لطفا تنوعِ‌ همدیگر را بپذیریم! لطفا تنوعِ‌ همدیگر را بپذیریم!

دوشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ۰۷:۰۰ ب.ظ

اینکه من چاقم یا قدکوتاه، یا لاغر و دراز و هر کوفت و زهرمار دیگه، دقیقا به تو چه ربطی داره؟

آره! من چاقم. اصلا به دنیا که اومدم چهار کیلو بودم. به تو چه که من چاقم. بدن خودم است. اصلا دوست دارم از چاقی بترکم. کل کودکی و نوجوانی من توی پستوی خانه و با اضطراب گذشت. اضطراب و اضطراب و اضطراب. چرا؟ چون هر بی‌شعوری از راه رسید یه متلک بار من کرد. چاقالو! گردالو! قلمبه!... .

آره؛ بی‌شعور. چرا وقتی من درد می‌کشیدم نبودن. وقتی اضطراب و مریضی و بی‌پولی داشتم هیچ‌کدومشون نبودن، ولی موقع مسخره‌بازیا و جوک‌گفتن‌هاشون من همیشه صدر غزل بودم.: خخخ! تپلی! کم غذا بخور! کم بخور! اونو بخور! اینو نخور! خب به تو چه؟ خوبه منم هیکل و قیافه‌ی زاغارت تو رو با فلان خوشگل امریکایی مقایسه کنم و برات جوک بسازم و کر کر بخندم؟

عصبانی‌ام، خیلی. چون دیروز یک دختر هفده ساله مراجع من بود که به خاطر رژیم افراطی، حالا فقر شدید آهن و کلسیم گرفته بود. نرمی استخوان، ریزش مو، اختلال تیروئید. چون هر بی‌شعوری از راه رسیده بود با تلخند گفته بود: وا، چقدر چاق شدی. مگه دختر اینقد چاق می‌شه. شوهر گیرت نمیادا. مردها دختر چاق نمیپسندنا.

واقعا دلت می‌سوزه؟ از روی انسانیت نصیحتش می‌کنی؟ به جای فضولی‌های مسخره‌ت وقت بذار باهاش برو ورزش. پول باشگاهشو بده. ببرش پیش یه دکتر تغذیه.

اگر بر فرض کسی از قیافه‌ یا اندام شما خوشش نیامد، آیا دوست دارید یا به او حق می‌دهید که به شما بگوید میمون،‌ عنتر، بی‌ریخت، دلقک، گودزیلا، شتر، ایکبیری، ضایع، و ...، و سپس به تمسخر شما بر اساس چیزی بپردازد که در اختیارِ شما نبوده است؟

لطفاً در مورد چیزهای فیزیولوژیکی که هیچ چیزِ آن دست ما نبوده است، حتی اجازه‌ی قضاوت در ذهنمان را ندهیم،؛ چه برسد به این‌که این قضاوت‌ها را به زبان بیاوریم، مسخره کنیم، جوک بگوییم، به آن‌ها بخندیم، دستمایه‌ی توهین قرار دهیم و یا در فضای مجازی نشر دهیم.

یکی از پیشرفت‌های اخلاقی بسیار خوبی که کشورهای توسعه‌یافته کرده‌اند این است که تمایز میان انسان‌ها را پذیرفته‌اند. برای همین است که مثلا شما در یک برنامه‌ی مهم تلوزیونی می‌بینید که مجری یا فلان بازیگر قیافه‌ای دارند که اگر در کشور ما بودند کارتن‌خواب می‌شد.

اموری که در دست ما نبوده است،‌ مانند قیافه، رنگ،‌ نژاد، قبیله، طبقه‌ی اجتماعی، و اموری از این دست، چیزهایی نیستند که بتوان در مورد آن‌ها قضاوت ارزشی کرد. مطمئن باشید، شما حتی اگر قیافه‌ی آنجلینا جولی را هم داشته باشید کسانی هستند که قیافه‌ی شما برایشان مضحک است. آیا به آن‌ها حق تمسخرِ قیافه‌ی خود را می‌دهید؟ چه رسد به اینکه در پشت پرده‌ی دنیای امروز، کارتل‌های بزرگ اقتصادی در کمین نشسته‌اند که با بوق‌چی‌های رسانه‌ای حتی رنگ لباس زیر ما را آن‌ها برایمان انتخاب می‌کنند و ما توهم آزادی برمان داشته است.

لطفا تنوعِ‌ همدیگر را بپذیریم؛ تا فرد فردِ ما همین تنوعات کوچک الهی را قبول نکنیم،‌ مطمئن باشید جامعه نیز به دموکراسی و حضور حداکثریِ همه‌ی افراد نخواهد رسید، و همواره در مسیر انحصارطلبی خواهد بود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه