CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

قالب فارسی
بنر 7

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

منوها بازشونده هستند، کلیک کنید!
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۸، ۱۳:۱۵ - ارام
ترجمه‌ی کیمیا به دیگر زبان‌ها
لوگوها
امکانات
مجوز کرییتیو کامنز
محتوای کیمیا توسط ناصر دوستعلی تحت مجوز Creative Commons ارجاع-غیرتجاری-انتشار یکسان 4.0 بین‌المللی قرار دارد.

مجمع البیان؛ منظور از تفسیر قرآن چیست؟ مجمع البیان؛ منظور از تفسیر قرآن چیست؟

پنجشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۸، ۰۶:۰۰ ق.ظ

علم تفسیر قرآن

اشاره:

لغت، تفسیر، موضوع و فائده‌ی آن، چرا به تفسیر نیازمندیم؟ اختلاف سلیقه‌ی مفسران، اقسام تفسیر نویسندگان، تفسیر تا قرن ۱۴

 

کلمه‌ی تفسیر:

از ماده و ریشه‌ی «فَسَرَ» به معناى کشف و روشن‌نمودن است. بعضى آن را از اصل «سَفَرَ» که آن نیز عبارت از کشف و ظهور است -چنان‌که گویند «أسْفَرَ الصبحُ» یعنى صبح ظاهر شد- گرفته‌اند.

 

کلمه‌ی تأویل:

کلمه‌ی تأویل به معناى بازگرداندن و از اصل «اَوْل»(بازگشتن) جدا شده است.

قاموس(۱) محیط‍‌: تأویل کلام همان تفسیر و بیان آن می‌باشد، بنابراین تأویل با کلمه‌ی تفسیر در معنى فرق ندارد.

قاموس و مجمع البحرین تفسیر را بیان مطلب مشکل و پرده‌برداشتن از آن و تأویل را برگرداندن یکى از دو معنا به دیگرى می‌داند. اما در اصطلاح دانشمندان کلمه‌ی تفسیر در دو مورد به کار رفته است:

۱- در فن بدیع که متکلم سخنى می‌گوید و کلامى می‌آورد که به تنهایى و مستقلاًّ معناى مورد نظر از آن فهمیده نمی‌شود و نیازمند به جمله و کلام دیگرى است که آن را روشن کند و تفسیر نماید و این نوع تفسیر خود یکى از محسنات معنوى است و در فن بدیع از آن بحث شده است و مربوط‍‌ به فن ماست.

۲- در مورد علم قرآن و شرح و شناسایى احکام و معانى آن، و تفسیر بدین معنى مورد توجه ما است و تعریف‌هاى مختلفى براى آن بیان شده است. بعضى می‌گویند: تفسیر، دانستن قواعد و اصولى است که به سبب آن معانى کلام خدا از امر و نهى و مانند آن فهمیده می‌شود. فخر رازى می‌گوید: تفسیر علمى است که می‌خواهد مراد خدا را از قرآن مجید روشن کند و همین تعریف را تفتازانى دارد و می‌گوید علمى است که بحث می‌کند از احوال الفاظ‍‌ قرآن از نظر دلالت بر آن‌چه مراد و منظور از آن است. ابوحیان براى تفسیر تعریفى جامع‌تر و وسیع‌تر آورده و علم تجوید را در آن داخل کرده است؛ او می‌گوید: [تفسیر] علمى است که از چگونگى قرائت و خواندن الفاظ‍‌ قرآن و پى‌بردن به سؤالات و احکام و حالات کلمات به تنهایى و یا در جمله و معانى آن کلمات در دو حالت بحث می‌کند. زرکشى در تعریف تفسیر به بیان آن‌چه تفسیر بدان نیازمند است پرداخته و می‌گوید: تفسیر علمى است که به وسیله‌ی آن، کتاب نازل بر قلب محمّد (قرآن) دانسته می‌شود و با شناسایى اسباب نزول آیات و ناسخ و منسوخ و در دست‌داشتن قواعد صرف و نحو و قرائت، می‌توان معانى و احکام و حکم آن را فهمید. علامه تفتازانى هیچ‌کدام از این تعریف‌ها را نپسندیده و می‌گوید: این‌ها به اصطلاح، جامع و مانع نیستند و خود در تعریف تفسیر می‌گوید: تفسیر شناختن کلام خدا است از نظر قرآن‌بودن و دلالت آن بر آن‌چه به طور یقین و یا به صورت گمان مراد و مقصود خدا است. ولى با توجه به این‌که علم تفسیر در ضمن بیان آیات به بیان مسائلى از علوم مختلف مى‌پردازد نمى‌توان براى آن تعریفى کامل و جامع آورد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- کتاب لغت معروف

 

* منبع: تفسیر مجمع‌البیان، فضل بن حسن طبرسی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱ و ۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
مهم! با توجه به اینکه امکان پاسخ به نظرات خصوصی وجود ندارد لذا در صورت تمایل برای دریافت پاسخ، نظر خود را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید. با تشکر!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی








هدایت به بالای صفحه